در سينماي كشورمان دوره اي هست كه فيلمها شخصيت ندارند. اين را وقتي كه تلويزيون "دختران انتظار" نشان مي دهد دوباره يادم مي آيد. اتفاقا اين دوره فيلم ها خيلي هم خوب مي فروشند. سياست هاي مميزي، سال ها خصمانه است. بعدها كه به واسطه تغييرات سياسي كمي شل گرفته مي شود، كارگردان ها لبخند مي زنند و فيلم هايي مي سازند كه در آن ها "نيكي كريمي" دست "پارسا پيروزفر" را لمس مي كند، منتها بيرون قاب! . براي همين تصادم! ناچيز هم تماشاگران سالن سينما را روي سرشان مي گذارند. سال 1378 هجري شمسي است.
راستي فكر مي كنيد اين كه از شوكران آن همه استقبال مي شود به خاطر تكنيك افخمي است ؟ فكر نمي كنم . بيشتر به اين دليل است كه براي اولين بار در سينماي آن سال ها سكس را نشانمان مي دهند. "هديه تهراني" و "فريبرز عرب نيا" بعد از محضر به داخل خانه مي روند در حالي كه دوربين هم تعقيبشان مي كند و ما چشم چرانانه مترصد ورود به خانه هستيم. (تا چيزي را ببينيم كه سال ها نديده ايم!!). اما در بسته مي شود و ما پشت در مي مانيم. چند ثانيه خلا و فيد اوت.
از اين دست فيلم ها در سينمايمان زياد است. از شوكران گرفته تا بلوغ و دختران انتظار و شور عشق و ... هيچ يك از اين فيلم ها در مقاطع زماني ديگر چيزي براي ارائه به مخاطب ندارند. تاريخ نويسان سينماي كشورمان شايد بعد ها اين دوره را با دهه شصت سينماي آمريكا مقايسه كنند. سال هايي كه تازه "اداره هيس"* از رمق افتاده بود و مي شد هر نوع فيلمي ساخت. آمريكايي ها موزيكال ساختند و ما ملودرام هاي اجتماعي!
هر چه باشد سال هايي را كه تماشاگران برجستگي هاي بدن بازيگران زن سينمايمان را در سالن ها با چراغ هاي ليزري هدف مي گرفتند نبايد فراموش كنيم.
خيلي ها بايد شرمنده باشند.باشما هستم آقاي مخملباف. مي شنويد ؟
* اداره مميزي سينما آمريكا كه اولين رئيسش از سال 1922 مردي بود به نام هيس.
راستي هزارتوي نهم را هم بخوانيد حتما.
اين روزا دارم سعي مي كنم قضاوت هامو توي سه سطح محدود كنم. هر چيزي عادي، خوب و يا سوپر! مي تونه باشه. امروز داشتم به چند تا چيز سوپر فكر مي كردم، چيزايي كه زياد ربطي هم به هم ندارن :
One More Cup Of Coffee : يك سوپر آهنگ از باب ديلان. كسي كه واسه انگليسي ها حكم شجريان ما رو داره.
پلهاي مديسون كانتي : يه سوپر فيلم. به نظرم بعد از بيمار انگليسي عاشقانه ترين فيلمي كه ديدم، اين فيلم كلينت ايستووده. لعنتي خيلي عالي بود.
زن روزهاي ابري : يه سوپر وبلاگ. چه قدر خوب مي نويسه اين دوست ناديده ام.
برادران كارامازوف : يه سوپر رمان. فصل "شيطان بختك ديميتري كارامازوف" شاهكاره. همين طور اون جمله معروف ايوان، "ايوان كارامازوف بي سروپا هست اما دزد نيست."
رئال مادريد : يك سوپر تيم. خود فوتبال. همه اون چه رو كه از فوتبال مي خواستم همين جاست. رئال كبير.
Dot Net: يك سوپر پلت فرم. همه اون چيزهايي كه واسه نوشتن يك برنامه نياز داريد. (مي خوام يه مطلب با عنوان "چرا از لينوكس متنفرم" بنويسم. اون جا در مورد دات نت بيشتر مي نويسم. البته با اجازه جادي عزيز.)
اينترنت : يك سوپر ... همه چيز. بزرگترين دستاورد بشر!.
…
To Be Continued
…
